داستان واقعي خالق پلنگ كش در شهر بن
در تاريخ پانزدهم خرداد ماه 1332 خورشيدي دو جوان به نام هاي خالق حيدري فرزند عوض و حسين اماني فرزند كربلايي علي روزي گذرشان به كوه افغان (لاطان)مي افتد اين دو جوان در طرف جنوب كوه افغان و در اطراف چشمه( يار بولاقي) حدو د دويست گام از هم فاصله مي گيرند
كه از قضا پلنگي فربه كه در پهلوي سنگي كمين كرده بود به طرف خالق حمله مي كند كه ايشان جزيك چوب دستي سلاح ديگري همراه نداشته است خالق كه كلچه نمدي در بر داشته به طرف پلنگ مي گيرد و با چوب دستي به سرو كله پلنگ مي زند
چون پلنگ از خالق دست بر نمي دارد خالق دست خود را مشت کرده و داخل گلوی پلنگ می کندوبا دست دیگرگلوي پلنگ را مي گيرد و بنا مي كند فشار دادن ، پلنگ و خالق دربغل هم ازسرازيري به طرف پايين مي غلطند، صداي غرش پلنگ و داد وبيدا خالق همه جا را فرا مي گيرد .
حسين دوست خالق صداي او را مي شنود وبه طرف خالق مي دود تا به او كمك كند . حسين جز يك تيشه چيز ديگري در دست نداشته او با تيشه چندبار بر سر پلنگ مي زند و او را از پا در مي آورد. و دست خالق كه تا آرنج به دهان پلنگ رفته بود آزاد مي شود .
حسين خالق را به منزل مي رساند و او را به بيمارستان مي برند كه بعد از چهار ماه بستري بهبود مي يابد.
پلنگي را كه دو قهرمان كشته بودند پوستش را مي كنند و پر از كاه مي كنند و دور شهر می گردانندو با چندين نفر از ادارات و فرمانداري و عده اي از مردم بن به وسيله عكاس آقاي رحيم فرزانه دهكردي با دو قهرمان به محل حادثه مي روند و از دو قهرمان و پلنگ عكس برداري مي كنند.
كه تا چند وقت پيش عكس مربوطه در عكاسي همايون خيابان ملت شهركرد موجود بود كه اكنون پسرش آن عكس را بايگاني نموده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵ ساعت 16:35 توسط جعفرنادری بنی
|